X
تبلیغات
فندق نخود میشود!
شاید شبیه باربی
امروز اعصاب نداشتم. نمیدونم چی خوردم و چقدر خوردم. اصلا یادم نبود. وزن هم نکردم خودم رو. کلا من شیفته برنامه ریزی هام و اجرای دقیقشونم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مهر1390ساعت 10 بعد از ظهر  توسط فندق | 
دقیقا ۷۷ . نه صد گرم بیشتر و نه صد گرم کمتر. اصلا عدد خوبی نیست برای ۳۱ سالگی. باید خودم رو مجبور کنم و توو چهارچوب قرار بدم. هرچند که ته تهش چاقی من هورمونیه و مال خوردن نیست و ربطی به نخوردن هم نداره ، اما " دوست دارد یار این آشفتگی ، کوشش بیهوده به از خفتگی" . پس تلاش میکنم. حتی اگر بیهوده باشه .

هر روز هم چیزهایی که خوردم رو مینویسم و هم وزن هر روزم رو . ناشتا. فقط من اینجا جدول بلد نیستم درست کنم. اما یاد میگیرم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 مهر1390ساعت 2 قبل از ظهر  توسط فندق | 
خب هی دوستان از رژیمم پرسیدن .من رژیم اتکینز  http://www.meganit.com/blogs/blog.php?code=481 رو شروع کردم . رژیم هیجان انگیزیه و البته کوچکترین تخلف شما رو به جای بیانسه و جنیفر لوپز میکنه کویین لطیفه  و جنیفر هادسن ! گفته باشم از الان !

فاز اولش کاهو. خیار. قارچ. فلفل.کرفس. پنیر به میزان محدود مجازه. تخم  مرغ و مرغ و گوشت و ماهی (تمام پروتئین های حیوانی) خامه . روغن نامحدود مجازه. البته خب عقل سلیم میدونه که هرچی روغن و خامه کمتر بخوره زودتر پایین میاد.

مامان من میگه لاغر شدنه تو مثل فتوحات ایران زمان جنگه. وقتی میگفتن فلان جا رو پس گرفتیم تازه میفهمیدیم که قبلا اشغال شده بوده و خبر نداشتیم. مثل وزنت که میگی کم شدم اما نمیفهمیم کی به اون وزن رسیده بودی.! من ده روز چک نکردم خودم رو و به سلامتی و دل خوش شده بودم ۷۷.۲۰۰ شنبه صبح رفتم رو ترازو و همون جا رژیمم رو شروع کردم. رژیمی!

زویا پیرزاد یک کتاب داره به اسم "عادت میکنیم" این اسم واقعیت زندگی ماست . عادت میکنیم. من عمری به عشق نون و پنیر و گردو و شیرقهوه و کیک از خواب بیدار شدم. اما الان با علم به اینکه باید پاشم تخم مرغ اب پز و قارچ خرد شده بخورم با چای سبز بیدار میشم و خب عادت هم کردم. فعلا هم زنده ام. وزن امروز صبحم هم ۷۳.۶۰۰ بود.

ناهار ها معمولا خودم رو تحویل میگیرم. مرغ خرد شده رو با کرفس و قارچ و فلفل دلمه ای تو روغن زیتون تفت میدم. یک کم میذارم بپزه با چند قاشق اب. ابش که خشک شد یک کم جعفری. نمک . فلفل. و یک قاشق مربا خوری خامه ! زندگی میکنم با این غذا!

شام رو چند روز مثل ناهار خوردم و خیلی نتیجه اش مطلوب نبود. امشب دو تا تخم مرغ اب پز خوردم با ۵ قاشق ماست خامه ای ! البته من چون اختلال هورمونی دارم احتمالا خیلی خوب نتیجه نمیگیرم. مضافا اینکه این هفته اصلا هم هیکل مبارک را نجنبانده ام. ولی با ورزش حتما روند لاغری تسریع میشه.

خلاصه اینکه از یک جایی باید شروع کرد. جالبه که اصلا هم هوس غذای دیگه نکردم. بجز وقتی این بفرمایید شام کوفتی رو میبینم ! تمام وجودم بزاق ترشح میکنه! مخصوصا امشب. این آقاهای خارج رفته خیلی کدبانوئن!

در ضمن این رژیم خیلی ضرر داره . ولی برای من به شخصه ضررش از چاقی کمتره . برای همین ترجیح میدم لاغر شم و بعد خودم رو نگه دارم روی وزن دلخواهم. موفق باشین.

بازم هر سوالی داشتین در خدمتم.

 *اگر سایت باز نمیشه "اتکینز " رو تو گوگل سرچ کنین. براتون دستورش رو میاره با توضیحات کامل. من از اینترنت گرفتم دستورش رو!

** رژیم گرونی هم هست کمی تا قسمتی! الان در لیست مخارج منزل ما هزینه پروتئین به طور معناداری بالا رفته و هی آلارم میده . این نرم افزارها شعور ندارن من تو رژیمم نباید استرس بگیرم ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 11 بعد از ظهر  توسط فندق | 
فکر کنم روز خوبی بود. نمیخوام هی هر روز وزن کنم (من جنون وزن کردن دارم. قبل از دستشویی ، بعد از دستشویی. قبل از غذا ، بعد از غذا، با لباس ، بی لباس ، قبل خواب ، بعد بیداری)... میخوام دو سه روز به خودم و بدنم آرامش بدم . همینه که هست. 

امروز دو تا فنجون شیر خوردم. دو تا تیکه سوسیس کوچیک. نصف بادمجون کوچیک. یک پیاله ماست و خیار. 4 تا خرما. دو تا چایی. آآهان... یک چی توز موتوری. هی به این مرد میگم من طلایی دوست دارم . الان سقف دهنم زخم شده . چی توز تقلبه ؟( آیکون سر پایین انداختن و سوت زدن ! )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 دی1389ساعت 2 قبل از ظهر  توسط فندق | 
قبل از خواب امدم ایمیل هامو چک کنم ، تو اخبار یاهو این خبر رو دیدم. خب من الان در حد مرگ حسادت کردم و غبطه خوردم بهشون. 

یعنی ممکنه من لاغر شم ؟ یعنی میشه من دوباره خودم بشم ؟ یعنی میشه ؟ 

کلی تحسینشون کردم. خوشا بحالشون ... 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 دی1389ساعت 11 بعد از ظهر  توسط فندق | 
الان یک ادم در حسرت لاغری هستم... چند روزه نرفتم رو ترازو... دیشب یک شیرینی خامه ای خوردم... دیگه مهم نیست .... 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 آبان1389ساعت 1 بعد از ظهر  توسط فندق | 
مسلما در تاریخ مقرر به مهمانی نمیرسم.. واضح و مبرهن است. اما دارم تلاش میکنم که به مراسم عرفه و عید غدیر و قربان برسم. تغییر وضعیتم این بوده 

جمعه 76.200

شنبه 75.900

1 شنبه 75.100

2 شنبه 74.300

فکر کنم روندم خوبه . ولی انقدر نمیخورم که معده ام اگر یک روز غذا ببینه تعجب میکنه ، یادش نمیاد باید باهاش چکار کنه. :دی

امروز خدماتی شرکت میگفت فندق خانم. من به جای شما گوشت های تنم ریخت! یک چیزی بخور. 

سایزم هم این هاست : 

دور س : 103

دور کمر: 83

دور شکم : 94

دور باسن:109

من میتونم. باید بتونم .... 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 آبان1389ساعت 6 بعد از ظهر  توسط فندق | 
خیلی دردناکه 20 روز وقت داشته باشی و این وامونده تکون نخوره. خسته شدم. راستش رو بخواهید حتی دارم میبرم. اما مجبورم. مجبوووووووووووووووووووور! 

حتی اگر برای خودم مهمونی نگیرم ، که با این وضع احتمالش خیلیه ، 5 روز بعدش مامانم مراسم داره. چند روز بعدش عید غدیره . چند روز بعدش عروسی خواهر شوشو. یعنی کلا بمیرم یا بمونم ، مجبوووووووورم لاغر شم. 

لطفا دعا کنین برای این فندق ! ( به نظرتون خنده داره یکی هق هق گریه کنه و بگه خدایا لاغرم کن! )

** یکبار رفتم رو ترازو ، تو خونه ما ترازو همیشه تو آشپزخونه ست ، مامانم داشت غذا درست میکرد . پرسید چندی ؟ گفتم 53 ! مامانم گفت چی؟؟؟؟؟؟ 73؟ منم قاطی کردم و گفتم مگه گاوم 73 کیلو باشم ؟ 

الان دقیقا اون 73 شده آرزو . یعنی فعلا بیام زیر 70 ... بعدش خدا بزرگه ... 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مهر1389ساعت 8 بعد از ظهر  توسط فندق | 
من به عنوان یک فندق غمگین و تپل مجبورم اعتراف کنم اوضاع تا الان اصلا خوب پیش نرفته. پس پریروز که شدم 77.600 . یعنی این قدر رژیم هام موٍثر بود. یک رژیم اصولی از یک جایی گرفتم ، باشگاه رفتم دو بار و قند رو حذف کردم ، احساس میکنم داره شدنی میشه . برام دعا کنین. وزن ده دقیقه پیش 75.700

سایزها در کمال شرمندگی:

س:105

کمر:84

شکم:102

باسن :110

* دیشب یک مقاله خوندم که میانگین جهنای دور کمر خانوم ها 101 سانت و آقایون 98 سانته . همچینی نور امید در دلم رخنه کرد!

** ممنون از دوستهای خوبی که اون ها هم عضو باشگاه "تپل های تو دل برو " هستند و با من همدردی میکنند. من مطمئنم هممون میتونیم. تازه مگر چقدر اضافه داریم؟ یکی از آشناهای ما رفته دکتر، دکتر بهش گفته اندازه یک گوسفند 85 کیلویی باید از روت بردارن. ما قد اضافه وزن اون هم نیستیم . پس میشه . من یک رژیم خیلی خوب و موٍثر از یک جایی گرفتم. اگر تا آخر هفته 70 شدم ، به شما هم میگم. هزینه اش هم 9 تومن بود. یعنی خیلی مناسب. ما میتونیم!

*** من الان عددها رو مقایسه کردم متوجه یک فاجعه شدم که همین طوری هم حس میکردم اما باورم نمیشد! یعنی الان بالاتنه من دوباره رشد کرده ؟ من همین جوریش پاملا اندرسن بودم.خاک بر سرم !!!!

+ نوشته شده در  جمعه 23 مهر1389ساعت 11 قبل از ظهر  توسط فندق | 
ایییییییییی خاااااااااک. 

این میزان خاک با همین غلظت بر سر من که 37 روز دیگه حیر سرم میخوام 30 ساله بشم و هیچ غلطی هم نکردم . این همه وقت برنامه ریختم برای تولدم... یعنی به نظر شما میشه یک نفر 37 روزه 20 کیلو وزن کم کنه ؟ الان یک حالی ام که اگر بگن هرویین بکشی لاغر میشی به جون خودم میکشم. 

از الان تا 37 روز دیگه این وبلاگ هر روز اپ میشه. باید یک جا و یک جوری خودم رو مقید کنم. دیروز 76.300بودم و امروز 75/500 ! اگر همین جوری پیش برم یعنی روزی حدود 700 گرم خیلی خوبه . نیم ساعت ترد میل کردم. نیم ساعت حرکات موزون، نیم ساعت کمر بند لاغری. 

الان هم میخوام برم تردمیل امروزم رو بکنم ، حرکات موزونم رو انجام بدم و کمر بندم رو بذارم و بخوابم و خواب هیکل اسکارلت اوهارا رو ببینم! 

در کمال روسیاهی ، سایزم رو هم مینویسم. هفته ای یکبار هم سایز میکنم خودم رو 

س. 99

کمر:96

شکم:110

ب:115

خااااااااااااااااااااااااااااااااااااااک! 

*امروز من باب فضولی زنگ زدم به مزونی که لباس عروسم رو دوخته بود و سایزام رو گرفتم و گفتم میخوام لباس پیش مرد سفارش بدم .اما خودم نمیتونم سایز بگیرم درست ، گفتم از شما بگیرم. اون بنده خدا هم که نمیدونه من چه شکلی شدم ، کلی ابراز خوشحالی کرد و اندازه ها رو داد. به هموون ترتیب بالا عبارتند از 

س: 85/کمر:62/شکم :نداشتم!!!!!!/ ب: 93! 

کلا یک خاکِ خوبی بر سرم ! 

*کوفت کرده های امروز: سه تا فنجون شیر با اسلیم لست . یک کاسه سالاد شیرازی با آبلیمو وسرکه فراوان. چند قاشق میرزا قاسمی/ یک تکه نان فیبرکس و کمی پنیر و چایی با قند رژیمی! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مهر1389ساعت 10 بعد از ظهر  توسط فندق |